سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )
128
طب در دوره صفويه ( فارسى )
فصل هفتم پزشكان شاعر بدون هيچ شك و ترديدى ايرانىها شاعرمسلكترين ملل دنيا هستند و وجود ديوانهاى متعدد شعر در اين كشور دليل بارزى بر اين مدعا است . توجه و علاقه به شعر و شاعرى در نهاد ايرانىها چنان شديد است كه تا همين اواخر هيچ نويسندهاى نبود كه توانسته باشد مطالب نثر خويش را بدون يارى گرفتن از شعر به رشته تحرير درآورده باشد . اشعار شعراى ايرانى گاهى آنچنان مملو از اشاره و كنايه است كه درك مفهوم اصلى و مقصود واقعى آن اگر غير ممكن نباشد به سادگى امكانپذير نيست ، كما اين كه بسيارى از كتب نيز داراى آنچنان مقدمهاى ثقيل و بغرنج هستند كه پيدا كردن نام كتاب ، و حتى گاهى نام نويسنده از ميان جملات آن مشكل است . به نظر من هيچ ايرانى وجود ندارد كه ذاتا واجد طبع شاعرى نباشد . پروفسور براؤن اظهار مىدارد كه : « هر ايرانى تحصيل كردهاى مىتواند اشعار نسبتا خوب بسرايد ، و اغلب ايشان هم اين كار را مىكنند . » و از آنجا كه اكثر پزشكان نامدار دورهء صفويه افراد فوق العاده تحصيل كردهاى بودند ، جاى تعجب نيست وقتى مىبينيم كه اغلب ايشان شاعر نيز بودهاند و اگر بخواهيم تحت عنوان كلى پزشكان شاعر مطلبى بنويسم بايد همه آنها را نام ببريم . از سوى ديگر اين را نيز مىدانيم كه در دورهء صفويه تحصيل علم طب جزء لايتجزاى آموزش افراد تحصيل كرده بود به عبارت ديگر تحصيل هيچكس بدون آگاهى به علم پزشكى كامل محسوب نمىگشت و به اين ترتيب بالطبع اين سئوال اساسى پيش مىآيد كه كدام يك از افراد تحصيلكرده آن دوره « طبيب » بودهاند ؟ با توجه به يك چنين مسائلى من اين افراد را به سه گروه اصلى تقسيم كردهام : اول آنهائى كه پزشكى را در حدى بالاتر و بيشتر از آن مقدارى كه براى يك فرد تحصيلكرده لازم شمرده مىشد مىدانستند ، و تسلط ايشان به علم طبابت مسجل بود ، بدون اين كه الزاما حرفهء طبابت داشته باشند و نام ايشان بيشتر به خاطر اشعارى كه سرودهاند معروف گشته و باقى مانده است . از نظر تاريخ فرهنگ و ادب ايران ، اين افراد پيش از آن كه پزشك باشند ، شاعر ، فقيه و اديب محسوب مىگردند . تعداد افرادى از اين مقوله چنان زياد است كه فقط مىتوانيم از معروفترين ايشان نام ببريم . دوم دستهاى كه اگرچه از نظر تعداد نسبت به افراد گروه اول فوق العاده كمتر مىباشند ، اما به مراتب بيشتر از آنها به بحث ما مربوط هستند و اينها كسانى مىباشند كه